حواسپرتی در زندگی واقعی اجتنابناپذیر است. پیام، صدای محیط یا حتی فکری ناگهانی میتواند رشتهی توجه را قطع کند. مشکل فقط وقفه نیست؛ گاهی پس از آن چند دقیقه درگیر ناراحتی از خودمان میشویم یا نمیدانیم کار را از کجا ادامه دهیم. داشتن روشی مشخص برای بازگشت، از انتظار برای تمرکز کامل مفیدتر است.
وقفه را بدون قضاوت تشخیص دهید
وقتی متوجه شدید از مسیر خارج شدهاید، بهجای گفتن «باز هم خراب کردم»، فقط واقعیت را نام ببرید: «الان مشغول بررسی پیامها هستم، درحالیکه باید گزارش را بنویسم.» قضاوت شدید انرژی بیشتری میگیرد و الزاماً شما را به کار برنمیگرداند.
قدم بعدی را از نو تعریف کنید
اگر وظیفه بزرگ باشد، بازگشت ممکن است دشوار شود. به خود بگویید دقیقاً در پنج دقیقهی بعد چه کاری انجام میدهید: یک پاراگراف مینویسم، دادهها را مرتب میکنم یا مسئلهی بعدی را حل میکنم. این قدم باید مشخص باشد و نیاز به تصمیمهای متعدد نداشته باشد.
محل وقفه را ثبت کنید
اگر فکر دیگری مزاحم کار شد، آن را در فهرستی کوتاه بنویسید تا بعداً بررسی شود. اگر وقفه از اعلانهاست، اعلانها را برای بازهی بعدی خاموش کنید. هدف این نیست که هیچوقت حواستان پرت نشود؛ هدف کاهش تکرار وقفههای قابلپیشگیری است.
بازگشت را بخشی از مهارت بدانید
تمرکز خوب به معنای هرگز منحرف نشدن نیست. توانایی تشخیص انحراف و بازگشت آرام نیز بخش مهمی از مدیریت توجه است. هر بار که بدون سرزنش به کار برمیگردید، این مهارت را تمرین میکنید.
تمرین کوتاه
در جلسهی بعدی کار، یک برگه برای افکار و کارهای جانبی کنار دستتان بگذارید. هر بار که توجه منحرف شد، مورد را ثبت کنید و به کوچکترین قدم بعدی برگردید. در پایان تعداد وقفهها را مرور کنید و فقط یک عامل قابلتغییر را انتخاب کنید.
لازم نیست روزی بینقص بسازید. یک روش ساده برای بازگشت میتواند زمان ازدسترفته را کاهش دهد و کمک کند کار مهم دوباره مرکز توجه قرار گیرد.
