NOTIVATIONBETTER MIND · BETTER LIFE

ذهنیت رشد در عمل: چگونه از اشتباه‌ها برای یادگیری استفاده کنیم؟

ذهنیت رشد یعنی دیدن اشتباه به‌عنوان اطلاعات. با چند عادت ساده یاد بگیرید از خطاهای روزمره درس بگیرید و بی‌آنکه خود را قضاوت کنید، پیشرفت کنید.

برخی از ما وقتی اشتباه می‌کنیم، بیش از خودِ اشتباه از معنایی که به آن می‌دهیم ناراحت می‌شویم: «پس من در این کار خوب نیستم.» این جمله، یک رویداد قابل‌اصلاح را به حکمی درباره‌ی هویت تبدیل می‌کند. مفهوم «ذهنیت رشد» دقیقاً درباره‌ی همین تفاوت است.

ذهنیت رشد یعنی چه؟

این مفهوم را روان‌شناس کارول دوک مطرح کرده است. ایده‌ی اصلی این است که توانایی‌ها را بخشی ثابت و بخشی قابل‌پرورش بدانیم؛ یعنی با تمرین، بازخورد و راهبرد بهتر پیشرفت ممکن است. این به معنای «هرکس هر کاری را می‌تواند انجام دهد» نیست و محدودیت‌های واقعی را انکار نمی‌کند. ضمناً پژوهش‌ها درباره‌ی اندازه‌ی اثر مداخله‌های آموزشی مبتنی بر آن یکدست نیست، پس بهتر است آن را «نگاهی مفید» بدانیم، نه یک نسخه‌ی جادویی.

اشتباه به‌عنوان اطلاعات

در نگاه ثابت، اشتباه یعنی مدرکی علیه ما. در نگاه رشد‌محور، اشتباه یعنی اطلاعاتی درباره‌ی اینکه روش فعلی کار نمی‌کند. وقتی از زاویه‌ی اطلاعات نگاه می‌کنیم، سؤال‌ها تغییر می‌کنند: به‌جای «چرا من اینقدر بدم؟» می‌پرسیم «کدام قسمت درست پیش نرفت و دفعه‌ی بعد چه چیزی را عوض کنم؟» این سؤال‌ها ما را به عمل نزدیک می‌کنند.

سه واکنش رایج به اشتباه

واکنش اول انکار یا توجیه است: «تقصیر شرایط بود.» واکنش دوم خودتخریبی است: «من استعداد ندارم.» واکنش سوم کنجکاوی است: «چه چیزی یاد گرفتم؟» هر سه واکنش در ذهن همه‌ی ما گاهی ظاهر می‌شوند. هدف حذف دو واکنش اول نیست؛ هدف این است که زودتر متوجه‌شان شویم و با یک مکث، به‌سمت کنجکاوی برگردیم.

قدرت کلمه‌ی «هنوز»

افزودن «هنوز» به جمله‌های منفی، تفاوت ظریفی ایجاد می‌کند: «در سخنرانی خوب نیستم» با «هنوز در سخنرانی خوب نیستم» دو پیام متفاوت می‌دهد. دومی به این معناست که مسیر باز است. البته این جمله وقتی مؤثر است که همراه با یک اقدام مشخص باشد؛ فقط تغییر کلمه کافی نیست.

یک مثال روزمره

لیلا (نامی فرضی) برای تقویت مکالمه‌ی انگلیسی در یک گروه گفت‌وگو شرکت کرد و در جلسه‌ی اول چند بار گرامر را اشتباه گفت و شرمنده شد. نزدیک بود دیگر نرود. بعد تصمیم گرفت اشتباه‌ها را در یادداشت گوشی ثبت کند: پنج اشتباه تکراری، دو الگوی مشخص. هفته‌ی بعد روی همان دو الگو تمرین کرد. اشتباه‌ها از بین نرفتند، اما حالا به‌جای شرم، فهرستی از چیزهای قابل‌تمرین داشت. او از مربی گروه هم خواست هر جلسه فقط یک نکته بگوید، نه ده نکته؛ همین، یادگیری را سبک‌تر کرد.

بازخورد را دشمن ندانیم

بازخورد، به‌ویژه وقتی انتقادی است، سریع احساس تهدید ایجاد می‌کند. در نگاه ثابت، بازخورد یعنی «ارزیابی من»؛ در نگاه رشد‌محور، یعنی «اطلاعات درباره‌ی کار من». پیش از شنیدن بازخورد از خودتان بپرسید: «اگر این حرف نیمی هم درست باشد، چه چیزی می‌توانم از آن بگیرم؟» لازم نیست همه‌ی بازخوردها را بپذیرید، ولی با این پرسش دست‌کم پیش از دفاع‌کردن فکر می‌کنید.

چند اقدام کوچک برای شروع

  • یک دفتر «اشتباه‌های مفید» بسازید و هر روز فقط یک مورد بنویسید.
  • کنار هر اشتباه بنویسید: اطلاعاتی که به من داد چیست؟
  • برای دفعه‌ی بعد فقط یک تغییر کوچک تعیین کنید، نه ده تغییر.
  • از کسی که در آن زمینه باتجربه‌تر است، یک بازخورد مشخص بخواهید.

جمع‌بندی

اشتباه کردن بخشی از یادگیری است، اما یاد گرفتن از اشتباه نیازمند توجه است. اگر به‌جای قضاوت درباره‌ی خود، درباره‌ی روش کنجکاو بمانید، هر خطا می‌تواند یک قدم رو به جلو باشد؛ البته نه بدون زحمت، ولی بدون شرم اضافه.

تمرین نوتیویشن

امروز یک اشتباه کوچک را که اخیراً داشته‌اید انتخاب کنید و این سه خط را بنویسید: «چه اتفاقی افتاد؟»، «چه چیزی از آن فهمیدم؟» و «دفعه‌ی بعد فقط یک چیز را تغییر می‌دهم: …». سپس برای همان تغییر یک زمان مشخص در تقویمتان بگذارید.

از ذهنیت رشد تا اقدام روزانه

یک مهارت مشخص برای یادگیری انتخاب کنید، قدم بعدی را در پلنر روزانه بنویسید و برای روشن‌کردن راه‌های تمرین، از ابزار بارش فکری استفاده کنید.

NOTIVATION رشد با یک قدم کوچک شروع می‌شود.
مقاله پیشنهادیبازنگری زندگی: چگونه بفهمیم در مسیر درستی حرکت می‌کنیم؟ ←