NOTIVATIONBETTER MIND · BETTER LIFE

چطور اهدافی انتخاب کنیم که واقعاً با زندگی ما هماهنگ باشند؟

هدفی که با ارزش‌ها و شرایط شما نخواند، زود رها می‌شود. یاد بگیرید چطور هدف قرضی را از هدف واقعی تشخیص بدهید و اهدافی هماهنگ با زندگی‌تان بنویسید.

اول سال یا بعد از یک شکست، فهرست بلندی از هدف‌ها می‌نویسیم و چند هفته بعد بیشترشان را فراموش می‌کنیم. معمولاً نتیجه می‌گیریم که مشکل از اراده‌ی ماست. اما گاهی مشکل از خودِ هدف است: هدفی که از ابتدا به زندگی، توان و ارزش‌های ما وصل نبوده، هر قدر هم قشنگ نوشته شده باشد، انگیزه‌ی ماندگاری نمی‌دهد.

هدف خودمان یا هدف قرضی؟

بخشی از هدف‌هایمان را از اطرافیان، شبکه‌های اجتماعی یا انتظارات خانواده قرض گرفته‌ایم؛ «باید» زودتر ازدواج کنم، «باید» فلان مدرک را بگیرم، «باید» درآمدم به فلان عدد برسد. این‌ها لزوماً بد نیستند، اما اگر نتوانیم دلیل شخصی‌ای برایشان پیدا کنیم، هر بار که کار سخت شود، اولین چیزی هستند که کنار می‌گذاریم. یک آزمون ساده این است: اگر هیچ‌کس هرگز از دستاوردم باخبر نمی‌شد، باز هم این را می‌خواستم؟

هدف را به ارزش‌ها وصل کنیم

هدف مقصد است و ارزش جهت حرکت. کسی که ارزش «یادگیری» برایش مهم است، با هدف «گذراندن یک دوره‌ی تخصصی» ارتباط عمیق‌تری برقرار می‌کند تا هدف «گرفتن گواهی برای رزومه». پیش از نهایی‌کردن هر هدف بپرسید: این هدف کدام ارزش مرا زنده نگه می‌دارد؟ اگر جوابی پیدا نشد، شاید هدف باید بازنویسی شود.

هزینه‌ی واقعی را حساب کنیم

هر هدف با وقت، انرژی و گاهی روابط یا آسایش پرداخت می‌شود. وقتی فقط به نتیجه فکر می‌کنیم، هزینه را دست‌کم می‌گیریم. پیش از شروع بنویسید: برای این هدف هفته‌ای چند ساعت لازم است؟ از چه چیزی باید فعلاً کم کنم؟ آیا این بخش از برنامه‌ی زندگی‌ام واقعاً جا دارد؟ اگر جواب‌ها را بدانیم، هدفمان یا واقع‌بینانه‌تر می‌شود یا زمان‌بندی‌اش را عوض می‌کنیم.

هدف‌ها را کوچک و قابل‌بازنگری بنویسیم

هدف خوب یک حکم ابدی نیست؛ فرضیه‌ای است که هر چند هفته آزمایش می‌شود. به‌جای «سال آینده مدیر می‌شوم»، می‌توانیم بنویسیم «تا پایان فصل، یک مسئولیت جدید در تیم بگیرم و ببینم از این نوع کار خوشم می‌آید یا نه». این‌طور هم پیشرفت‌مان قابل‌اندازه‌گیری است و هم اگر چیزی عوض شد، بدون احساس شکست مسیر را اصلاح می‌کنیم.

یک مثال روزمره

مهدی (نامی فرضی) تصمیم داشت مدیر پروژه شود چون در خانواده‌اش این شغل پرافتخار بود. او قبل از ثبت‌نام در دوره‌ی مدیریت، یک ماه در جلسه‌های تیم مشاهده‌گر بود و فهمید از کار تحلیلی و عمیق بیشتر لذت می‌برد تا هماهنگی دائمی میان آدم‌ها. هدفش را به «تخصص در تحلیل داده» تغییر داد؛ هدفی که هنوز رشد شغلی داشت، اما با علاقه‌اش بیشتر می‌خواند.

بازنگری با زمان‌بندی

بازنگری هم باید برنامه داشته باشد. هر دو هفته یا هر ماه چند دقیقه بنشینید و بپرسید: این هدف هنوز با زندگی من می‌خواند؟ اگر شرایط عوض شده، تغییر هدف شکست نیست؛ نشانه‌ی این است که با زندگی‌تان در ارتباطید. فقط مراقب باشید هر بار کار سخت شد، «بازنگری» را بهانه‌ی رهاکردن نکنید؛ دشواری موقت با ناهماهنگی واقعی فرق دارد.

چند اقدام کوچک برای شروع

  • فهرست هدف‌هایتان را بنویسید و کنار هر کدام بنویسید «برای خودم» یا «برای دیگران».
  • هر هدف را به یک ارزش مشخص وصل کنید.
  • زمان و انرژی لازم برای هدف را به‌طور تقریبی در هفته حساب کنید.
  • فقط یک یا دو هدف را برای فصل جاری نگه دارید و بقیه را در فهرست «بعداً» بگذارید.

جمع‌بندی

انتخاب هدفِ هماهنگ، از انتخاب هدفِ بزرگ مهم‌تر است. اگر هدف با ارزش‌ها، توان و شرایط‌تان بخواند، نیاز کمتری به فشار آوردن به خودتان دارید و راحت‌تر ادامه می‌دهید.

تمرین نوتیویشن

امروز یکی از هدف‌های فعلی‌تان را انتخاب کنید و این سه جمله را کامل کنید: «این هدف را می‌خواهم چون…»، «برای رسیدن به آن حاضرم از … کم کنم» و «اگر سه ماه دیگر هنوز می‌خواهمش، قدم بعدی‌ام این است…». اگر نتوانستید جمله‌ی اول را صادقانه کامل کنید، هدف را برای بازنگری علامت بزنید.

تبدیل هدف‌های هماهنگ با ارزش‌ها به اقدام

هدف را به یک قدم قابل‌اندازه‌گیری تبدیل کنید و در پلنر روزانه نوتیویشن پیگیری کنید. اگر برای انتخاب قدم اول مردد هستید، ابزار بارش فکری کمک می‌کند گزینه‌ها را روشن‌تر ببینید.

NOTIVATION رشد با یک قدم کوچک شروع می‌شود.
مقاله پیشنهادیبازنگری زندگی: چگونه بفهمیم در مسیر درستی حرکت می‌کنیم؟ ←