ترس از قضاوت شدن میتواند باعث شود ایدهای را مطرح نکنیم، فرصت تازهای را امتحان نکنیم یا برای هر تصمیم به تأیید دیگران نیاز داشته باشیم. این نگرانی تا حدی طبیعی است؛ انسان به روابط و پذیرش اجتماعی اهمیت میدهد. مشکل زمانی ایجاد میشود که احتمال قضاوت، انتخابهای ما را بیش از ارزشها و نیازهای واقعیمان کنترل کند.
پیشبینی را از واقعیت جدا کنید
پیش از یک موقعیت، ممکن است تصور کنید دیگران حتماً شما را مسخره میکنند یا اشتباهتان را فراموش نخواهند کرد. اینها پیشبینیاند، نه واقعیت قطعی. از خود بپرسید چه شواهدی دارید و چه نتیجههای دیگری ممکن است رخ دهد. حتی اگر کسی انتقاد کند، آیا میتوانید آن را تحمل کنید و از آن چیزی یاد بگیرید؟
مواجهه را کوچک و تدریجی کنید
اگر از صحبت کردن میترسید، از موقعیت کمفشار شروع کنید: یک سؤال بپرسید، نظر کوتاهی با فردی مطمئن در میان بگذارید یا کاری را بدون بازبینی بیپایان ارائه کنید. سپس بهتدریج دشواری را افزایش دهید. هدف این نیست که خود را ناگهان در سختترین موقعیت قرار دهید؛ هدف ساختن تجربههای تازه است.
همهی بازخوردها یکسان نیستند
میان تحقیر و بازخورد سازنده تفاوت وجود دارد. اگر انتقاد مشخص و محترمانه است، بخش مفیدش را بررسی کنید. اگر صرفاً توهینآمیز است، لازم نیست آن را معیار ارزش خود قرار دهید. نظر دیگران اطلاعاتی برای بررسی است، نه حکم نهایی دربارهی شخصیت شما.
معیار موفقیت را تغییر دهید
بهجای اینکه فقط بپرسید «آیا همه مرا پسندیدند؟»، بپرسید «آیا کاری را که برایم مهم بود انجام دادم؟ آیا محترمانه رفتار کردم؟ چه چیزی آموختم؟» این معیارها بیشتر در کنترل شما هستند.
تمرین امروز
یک اقدام کوچک را که بهدلیل ترس از قضاوت عقب انداختهاید انتخاب کنید. نتیجهی ترسناک پیشبینیشده را بنویسید، اقدام را انجام دهید و بعد واقعیت را ثبت کنید. اگر این ترس زندگی روزمره را بهشدت محدود میکند، کمک حرفهای میتواند مفید باشد.
شجاعت به معنای نداشتن نگرانی نیست؛ یعنی بتوانید با وجود مقداری نگرانی، قدمی متناسب با ارزشهایتان بردارید.
